السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
201
تفسير الميزان ( فارسي )
و معنايش اين است كه : عده اى از زنان شهر كه حرفهايشان در زليخا و در حق او خالى از اثر نيست گفتند : همسر عزيز بطور مستمر با غلامش مراوده دارد و مىخواهد او را به سوى خود جلب كند ، و اين براى او شايسته نيست ، چون او زن است و اين از وقاحت است كه زن با مردى بيگانه چنين كند ، گر چه طبع مردان چنين اقتضايى دارد ، ولى زن خيلى بايد بىشرم باشد كه دست به چنين كارى بزند ، علاوه بر اينكه او همسر عزيز و خودش عزيزه اين كشور است ، او مىبايست ، و حتما مىبايست ، آبروى خاندان و شرافت شوهر و مكانت خود را مراعات مىكرد ، از اين هم كه بگذريم آن كسى كه وى به او دلبسته غلام اوست ، ولى مثل چنين شخصيتى چرا بايد به يك غلام عبرانى كه غلام خود اوست عشق بورزد و اين گونه واله و شيدايش شود ، حال اگر صرفا دوستش مىداشت باز هم قابل تحمل بود ، نه اينكه محبت را تا آنجا بكشاند كه به مراوده بينجامد ، و او هم از اجابت خواهشش سر باز زند ، و باز متنبه نشود ، به اصرار و التماس بيفتد . راستى زليخا گمراهى را به حد قباحت و شناعت رسانده است . و لذا دنبال اين حرفها اين معنا را اضافه كردند كه : * ( « إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ) * . * ( « فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً » ) * در مجمع البيان گفته : « مكر » به معناى حيله سازى به منظور رسيدن به مقصود است « 1 » . و اگر اين اعتراضات زنان مصر را مكر به زليخا خوانده است ، براى اين است كه رقبا و حسودان زليخا با اشاعه اين حرفها داشتند او را رسوا مىكردند و هتك حرمت مىنمودند ، و اگر كسى را به نزد ايشان فرستاد و دعوتشان كرد ، براى اين بود كه يوسف را به آنان نشان بدهد ، و ايشان را هم مانند خود به عشق او مبتلا سازد ، و در نتيجه دست از بدگويى و ملامت او بازداشته او را در عشقش معذور بدارند . بنا بر اين ، اگر گفته هاى زنان مصر را مكر ناميده و فرموده « وقتى مكر زنان مصر را شنيد » بدين خاطر است كه سرزنشهاى ايشان از در حسد و دشمنى بوده ، و آنها مىخواستهاند وى را در ميان مردم رسوا كنند . بعضى « 2 » گفتهاند : اگر قرآن حرفهاى ايشان را مكر ناميده براى اين است كه مقصود ايشان اين بوده كه بدين وسيله به ديدار يوسف نايل آيند ، چون در باره حسن يوسف حرفها شنيده بودند ، لذا اين بدگوييها را سردادند تا زليخا بشنود و مجبور شود براى ساكت كردن آنان و براى
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 230 .